«دراردیبهشت 1349محمدرضا شاه پهلوی با این توجیه سخیف که بحرین از جهت صید مروارید و منابع نفت و گاز ارزش چندانی ندارد ، به تصمیم شخص خودش و به خلاف سیاست رسمی کشورکه بحرین را استان چهاردهم ایران می خواست، بحرین را با سرپوش «همه پرسی» بی یال و دم و اشکمی به شیخ بحرین (درحقیقت به حامی رسمی آن= انگلستان) واگذارکرد. به این مناسبت شاعران متعدد-ازجمله جمال شهران، عبدالعلی ادیب برومند و فریدون ضرغامی(اسود)-اشعاری سرودند» نقل از دانشنامۀ شعر، نوشته دانشمند ومحقق وشاعر ارجمند پروفسور سید حسن امین
***
. بحرین
ای شاه بی کفایت ای ننگ بحر و بر
ای ننگ جاودانه ی پیشانی بشر
تا کی اسیر گفته ی نا بخردان شدن
فرق بهشت پـاک ندانی تو از سقر
بنگر به حال مام دل افسرده وطن
باری به حال کشور ایران بکن نظر
شد انگلیس فتنه گر از خبث طینت
در خاک پاک خطه ی بحرین مستقر
تا کی به قسمتی ز وطن دست اجنبی
گردد به نام شیخ در آن خطه جلوه گر
آخـرکـجـا نبشته به جغرافی جهان
بحرین را بـود به خلیج عرب! مقر
از رنج و درد ملت ایران چه غم تو را
زین نُزل بی قرین، به کف آرد عد و ثمر
میـراث مجد دوره ی ساسانیان بود
شاهد به گفته های من اسناد معتبر
یا رب غرور و غیرت مردان ما چه شد
رفـتـه چـرا زدیـده ی مـا بینش بـصر
بـحرین از خیانت شه مُثله شد هـلا!
هشدار، هموطن که نگردد بد از بتر
بهر نجات خطه ی بحرین ،کن قیام
بـرکف بگیر پرچم پیروزی و ظـفـر
بحرین «اسودا» یم جوشان گوهر است
گوهر گرت سزاست ببایدکنی خطر

درگیری دکتر مصدق و دولت لندن برسر بحرین
دولت دکترمصدق 28فروردین سال17)1331 آوریل(1952 نسبت به دیدار مشاور امور خارجی دولت انگلستان از بحرین شدیدأ اعتراض کـرد و ایـن عمل را مداخله در امور ایران اعلام داشت. دولت انگلستان درپـاسخ بـه اعتراض دکـتر مصدق اعلام داشت که بحرین یک منطقه تحت الحمایه آن دولت است و از آن پس اختلافات تهران و لندن دراین زمینه هم گسترش یافت. بحرین طبق قانون مصوب مجلس، استان 14ایران به شمار می آمد و در مجلس نماینده داشت که پهلوی دوم به خواست واشنگتن و بـدون انجام رفـرانـدم در ایران و استعلام نظرایرانیان و رعایت آن، از آن جزیره گذشت.
روزنامه اطلاعات یکشنب 28 فروردین1390شماره25008
***
پشت پرده سیاه سازش
( که محرم رئیس وقت سازمـان اطلاعات و امنیت کشور بوده است)درواپسین دم زندگی اظهار مـی دارد.برای موافقت شاه در
جداسازی بحرین از ایران و تشکیل به ظاهرکشوری مستقل مذاکراتی سری ومحرمانه بین شاه و شیخ بحرین صورت گرفت و بده بستانهایی انجام شد. سعی گـردیـد کلیه اقدامات لازم به شکل محرمانه صورت گیرد. درمرحله نهایی بعد از صحنه سازی های مقدماتی و دادن رای اعتماد مجلس به هویدا، مبلغ چهار میلیارد دلاردستمزد خـیـانـت بـه شاه پـرداخـت گـردیـد. واسطه انتقال این وجه نقد از جانب شیخ به شاه رئیس اداره اطلاعات و امنیت وقت کشور بود و سپس رفراندم فرمایشی در بحرین انجام گردید. مجلس ایران با تمام فرمان برداری ازآریامهر!!، این خیانت را به تصویب نرساند.
=======================
یک پاسخ...
از این معاملات پشت پرده در اقصی نقاط جهان بسیار صورت می گیرد.
درجایی که آزادی مطبوعات نباشد خیانت ها به صورت راز سر به مهر
باقی می ماند، گاهی عذاب وجدان عامل را به اعتراف وامی دارد، مثل خیلی وقایع
که مجرم خود را به مقامات قضایی معرفی می کند.
از قدیم گفته اند «دزد نگرفته شاه است» چرا جدایی بحرین در زمان حکومت ملّی زنده یاد دکتر محمّد مصّدق که با انگلستان در مبارزه بود شکل نگرفت و چرا شاه به اعتراض دولت ملّی توجه نکرد و چرا مجلس
فرمایشی تن به ننگ جدایی استان چهاردهم ایران نداد و چرا رفراندم فرمایشی و ساختگی شاه در ایران انجام نگرفت؟
و صدها چرای دیگر!
سند های بدون هزینه عصر ما چه معنایی دارد؟ مگر دادن کمک به حامد کرزای تکذیب نشد؟ مگر کرزای به گرفتن وجه نقد در هواپیما( در چمدان)
در رسانه ها اعتراف نکرد؟ وجوهی که مطبوعات از قول مقامات می نویسند به خزانه واریز نشده صحت دارد یا ندارد؟!
نوشته شده توسط : فریدون ضرغامی